خرید بک لینک
توی گپ دوستام ، امشب خبری از شوخی ها و خنده های هرشب شون نیس ." م" جان نگرانه که عشق جانش فردا با خانواده اش عازم سفر تابستونی به شمالن ... یکی دیگه از دوست جونا دلداریش میده و برای تسلی دلش برای به سلامت برگشتنش دعا میکنه و استیکر آرام بخش میفرسته ... و دل من پر میکشه به سالها دور از این دقایق و ثانیه هااا . ... اون شمالی که گفتی دارم به یه گروه دختر و پسر غریبه میرم و حتی یکی از دخترای پولدارشون بهم پیشنهاد داده ... بعد متوجه شدم با خانواده رفتین شمال و عوض شدن روحیه .... و یه تجربه دیگه .اون شب این بود که تنظیمات گوشی رو اشتباهی اوکی کردم و سیم کارت سوخت .... و تا درست شد .پدرم در اومد ..... یکی بی خبری از شما بود و یکی استرس از دست دادن سیمکارت و شماره نازنینم .... پ ن ) .چقدر دلتنگم این روزااا...

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 3:25

شب هزار وچهارم

امروزم یه جتجال کاری پیش اومد ... کاش واقعا بودی .... چقدر غروب امروز پشتم خالی بود...

شدم یه آتشفشان آماده فوران که داره توی خودش فرو میره . که آسیب یه اطرافش نرسه

خیلی بهت نیاز دارم .... ..یادت میاد میگفتی هیچوقت تنهات نمیذارم ... هههه حالا جرا تنهام گذاشتی....

برچسب: نیستی, نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 3:25

صفحه بندی